۱ سال پیش
» ای کاش
ای کاش
ای کاش، عشقت تو دلم پا نمیذاشت
یا اینکه وقت رفتن، ردشو جا نمیذاشت
ای کاش، با تو نمی شدم صمیمی
یا اینکه میشد بشم، همون منه قدیمی
اومدنت تو دنیام، حالمو ویرونه کرد
زیادی خواستم تورو، این منو دیوونه کرد
چیکار کنم با دلم، حالا که سرکش شده
ناسازگاره با من، آخه چه مرگش شده
تو رفتی و تو ذهنم، یه یادگاری داری
ویرونه کرده منو، همین یه یادگاری
یاد تو توی ذهنم، روحمو میده آزار
از جایی وقتی رفتی، یادی نزار یادگار
بسه دیگه، تو خوابم چرا میزنی پرسه
چشمم تو این شبا، از بسته شدن می ترسه
ای کاش عشقت، از من هوش و حواس نمی برد
تا اینکه سرنوشتم، به تو گره نمی خورد
ای کاش، دل کندن برای من ساده بود
عشق تو به سادگی، از سرم افتاده بود
حالا که رفتی و من اسیر روزگارم
باورش خیلی سخته، هنوز دوست دارم
شاعر سعید موسوی (سعید بی همتا)


وبلاگ شعرهای سعید موسوی (سعید بی همتا)
