امام خمینی(ره)
از جهان روح خدا رخسار پنهان کرد و رفتباغبان پیر آخر ترک بستان کرد و رفتروز اول عهد و پیمان بست با مردان راهسخت و محکم رشته های عهد و پیمان کرد و رفتکاخ استبداد ظالم شد ...
از جهان روح خدا رخسار پنهان کرد و رفتباغبان پیر آخر ترک بستان کرد و رفتروز اول عهد و پیمان بست با مردان راهسخت و محکم رشته های عهد و پیمان کرد و رفتکاخ استبداد ظالم شد ...
به باغ عارض تو شبنمی ندیدم منگلی به بوی تو از عالمی نچیدم مننگاه کن!چقدر پشت شیشه ها بشکستدلم ز حسرت رویت ز غصه خون شد و خستبه اشک و آه دلم تا بکی کنی تقریرشب فراق تو را ...
در ره عشق تو ایدوست ز پا افتادمکی اثربخش شود در دل تو فریادمرشتهی بنده گی ات را به دو عالم ندهمبپذیری اگرم در دو جهان آزادمبس که طوفان زدۀ عشق تو ام، دارم بیمموج طوفا...
ای کلام تو، صدای رسای کربلا،یا زینمقربان دو چشم پاکت ای اخت الحسین،یا زینبمای من به فدای چادر خاکی و پر مهری که داری،یا زینبمدر جان نثار بودن هیبت و قدرت مردانه داری،...
صدایی از دور به گوش می رسدهنوز چشمی انتظار می کشدتنهایی تو در این خانه،صبر می خواهدزنگ تلفن،غریبه ای را نشان می دهدسراغ تو از دیگری می پرسموقتی در این شب مخوف پشت آیی...
یک کودک تشنه کام و یک دریا آبدردا که نشد زآب دریا سیرابدر خواب نشد مگر در آغوش رباببا تیر جفای حرمله رفت بخوابچون شیر نبود تر کند حنجر رامی سوخت زگریه اش دل مادر رابا ت...
ای تو آرامش دل های پریشان یا ربنام تو زینت هر دفتر و دیوان یا ربذرّه را با نظری مهر جهانتاب کنیدر دل سنگ نهی لعل بدخشان یا ربگنج را در دل ویرانه نهی از حکمتدر صدف جای ده...
هر شب اسیر زخم زبان می کنی مرادرگیر و قصه و هیجان می کنی مرادلشوره های من همه از غربت من استای آشنا! تو هم نگران می کنی مرامن خسته از تسلسل این زندگانی امهی پیر می شوم......
شام ظلمانی شود برچیده کم کم غم مخور تابد آن خورشید عالمتاب عالم غم مخورزورق هستی اگر افتاده در گرداب غم میرسد با لطف حق بر ساحل یم غم مخورسُست شد گر پایه های محکم دین ...
بحر مواج کرامت شد خروشان در غدیرپرتو افکن شد به هستی لطف یزدان در غدیرعالم ایجاد عطر جنت الماوا گرفتباغ رضوان شد تمام آیینه بندان در غدیرگلشن اسلام را از نو صفا بخشید...
استقامت فلسطینمینگارد رنج خود را کودکی از جنس غربترنج انسانی که مانده زیر آوارِ رذالتمیسراید نغمهی زیبای آزادی و اماکر شده گوش جهان و پُر شده چشمش ز نفرتغنچه...
عباس فرات از غمت غمگین شد از خون تو نهر علقمه رنگین شداز داغ تو قامت حسین خم گردید بی پشت و پناه عترت یاسین شداز شیر خدا تو یادگاری عباس کردی ز قیام پاسداری عباسگفتی که...
جلوه های کوثر مستی به جام زینب است ثبت در دیباچه ی هستی پیام زینب استچرخ گردون در شگفت از اقتدار و شأن اوست طاق گیتی خم به پاس احترام زینب استگلشن سرخ شهادت تا به صبح ر...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده