ماه رمضان
آمدی ای مه باعزت وعرفان رمضانقدمت باد مبارک به عزیزان رمضانرحمت و فیض توعامست و مسلمانانندبر سر سفره ی احسان تو مهمان رمضانافتخار تو همین بس که بفرمان اللهدر شب قدر ...
آمدی ای مه باعزت وعرفان رمضانقدمت باد مبارک به عزیزان رمضانرحمت و فیض توعامست و مسلمانانندبر سر سفره ی احسان تو مهمان رمضانافتخار تو همین بس که بفرمان اللهدر شب قدر ...
تو بازم عشمو رد کردی، تو این دنیای غمگینممنم تنهاترین انسان،یه دنیا حرف باهات دارمگرفتاره یه تسکینم،که دردامو بغل کردهچقدر دلتنگ بارونم،هوای کوچه دلم کردهاز آغاز ه...
دلم تنهاستخورشیدی اون ور ابرا خونتهدل تنهام عاشق و دیوونتهاما چشمات میسوزونه تنمونمی تونم برسم یه روز به توتویی از شهر و دیار آسمونمنم اهل یه زمین بی نشونجای تو قله ...
عطر عشقمن عطر ِآرام ِتنت را دوست دارممحبوب ِمن ، پیراهنت را دوست دارمیک شب سخن گفتی به آرامی و گفتمآوای نجوا کردنت را دوست دارمبگذار تا دستم به دامان تو باشدبازی دست ...
عاشقم,من عطش جان تورا می خواهمبوسه از آن لب و دندان تورا می خواهمبه چه دردم بخورد,ماه که در بالا هستمن فقط صورت تابان تورا می خواهمتو بگیر از دل من حال پریشانی مندر عوض...
کم دیده دنیا ظالمی در حد صهیونکم دیده دنیا قاتلی این قدر مجنوننیل و فرات و آنچه میان این دو رود استاز خون طفلان و زنان گشته ست گلگونطوفان الاقصی بود آنکه باز آورداز حا...
دوباره ابرهایش غرق آتش شده بود،دیدیشبی تا صبحدم طوفان باران شده بود،دیدیخدا نابودی ظالم را نوید داده در قرآنخدا هر چه می خواهد، فقط آن می شود،دیدیپس از قرنی ستم این ...
ای کاشای کاش، عشقت تو دلم پا نمیذاشتیا اینکه وقت رفتن، ردشو جا نمیذاشتای کاش، با تو نمی شدم صمیمییا اینکه میشد بشم، همون منه قدیمیاومدنت تو دنیام، حالمو ویرونه کردزی...
پرواز در هوای خیال تو دیدنی ستحرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ستشعر زلال جوشش احساس های مناز موج دلنشین کلام تو چیدنی ستیک قطره عشق کنج دلم را گرفته استاین قطره هم به شوق...
چشای خیسمو، به گریه مجبور می کنیتو میدونی من عاشقم، از عشق منو دور میکنینگاتو می دزدی ازم، انگار نمی بینی منودلم شکست نمیشنوی، صدای این شکستنوانگار که با تو بودنم،نا...
باز عطر یاد تو، در خاطره ی اتاقم پیچیدباز مهربانی چشم هایتپنجره ی خیالم را ستاره باران کردباز گرمی دستانتروحم را تا دورترین، لمس یادها بردبه شب و روز قسمبه تلالو امو...
بگذار امشب غرق در ویرانگری باشممن را بسوزان تا شبی خاکستری باشمآتش بزن پرواز مرا قله در قلهبگذار تا شاهین بی بال و پری باشماینجا همه در با تو بودن ها شریکند آهکاری کن ...
بعض شبانه ای بغض غم انگیز ترین شعر شبانهامشب غزلم یاد تو را کرده بهانهمن واژه به واژه به تو پرداخته ام تااین تازه غزل پر بکشد خانه به خانهپرداخته ام تا همه ی شهر بدانن...
در شب تاریک هجران یار ما بیدار شددل ز دست و دیده از دیدار او بیزار شدمی چکد خون از نگاه بی گناهم بی درنگمی تپد دل زیر مژگان سیاهم بی درنگچون به یاد خود نشستم،فکر دیگر م...
تا زمین یکدست گندم زار گردد ای پریاین گره را باز کن از بندهای روسریابری ناگفته هایم را ببار ای آفتابآسمان من خوش است از یک نگاه سرسریسهم من جز چار دیوار اتاقم هیچ نیست...
از جهان روح خدا رخسار پنهان کرد و رفتباغبان پیر آخر ترک بستان کرد و رفتروز اول عهد و پیمان بست با مردان راهسخت و محکم رشته های عهد و پیمان کرد و رفتکاخ استبداد ظالم شد ...
به باغ عارض تو شبنمی ندیدم منگلی به بوی تو از عالمی نچیدم مننگاه کن!چقدر پشت شیشه ها بشکستدلم ز حسرت رویت ز غصه خون شد و خستبه اشک و آه دلم تا بکی کنی تقریرشب فراق تو را ...
در ره عشق تو ایدوست ز پا افتادمکی اثربخش شود در دل تو فریادمرشتهی بنده گی ات را به دو عالم ندهمبپذیری اگرم در دو جهان آزادمبس که طوفان زدۀ عشق تو ام، دارم بیمموج طوفا...
ای کلام تو، صدای رسای کربلا،یا زینمقربان دو چشم پاکت ای اخت الحسین،یا زینبمای من به فدای چادر خاکی و پر مهری که داری،یا زینبمدر جان نثار بودن هیبت و قدرت مردانه داری،...
صدایی از دور به گوش می رسدهنوز چشمی انتظار می کشدتنهایی تو در این خانه،صبر می خواهدزنگ تلفن،غریبه ای را نشان می دهدسراغ تو از دیگری می پرسموقتی در این شب مخوف پشت آیی...
یک کودک تشنه کام و یک دریا آبدردا که نشد زآب دریا سیرابدر خواب نشد مگر در آغوش رباببا تیر جفای حرمله رفت بخوابچون شیر نبود تر کند حنجر رامی سوخت زگریه اش دل مادر رابا ت...
ای تو آرامش دل های پریشان یا ربنام تو زینت هر دفتر و دیوان یا ربذرّه را با نظری مهر جهانتاب کنیدر دل سنگ نهی لعل بدخشان یا ربگنج را در دل ویرانه نهی از حکمتدر صدف جای ده...
هر شب اسیر زخم زبان می کنی مرادرگیر و قصه و هیجان می کنی مرادلشوره های من همه از غربت من استای آشنا! تو هم نگران می کنی مرامن خسته از تسلسل این زندگانی امهی پیر می شوم......
شام ظلمانی شود برچیده کم کم غم مخور تابد آن خورشید عالمتاب عالم غم مخورزورق هستی اگر افتاده در گرداب غم میرسد با لطف حق بر ساحل یم غم مخورسُست شد گر پایه های محکم دین ...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده